.::دل شکسته من::.

:::گاهـــی احساس میڪنَمــ روی دَستـــــ خـدا مــانده اَمــ خَســتہ اَش ڪَردمـــــ خــودَش هَــم…::::

ثنا چت
www.sanachat.ir
[ جمعه سیزدهم بهمن 1391 ] [ 16:26 ] [ ::هورم:: ] [ ]
صداي ما...


صــدای مــا رو از پـشــت شـیـشـه ی مــانـیـتــور مـی شـنـویـد !

 

صــدای مــا رو از پـشــت شـیـشـه ی مــانـیـتــور مـی شـنـویـد !

 

مــانـیـتـوری کـه الان ، خـیلی هـا پـشـتـش بـغـض دارن . . .

 

مـانـیـتـوری کـه الان ، خـیـلـیـا دســتـشـون زیــر چــونـشـونـه . . .

 

پـشـت هـمـیـن مــانـیـتـور خـیـلـیـا دلـشـون گـرفـتـه . . .

 

خـیـلـیـا دلــشـون شـکـسـتـه . . .

 

خـیـلـیـا زنــدگـیـشـون رو پـشـت هـمـیـن مــانـیـتـور بـاخـتـن . . . 

 

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 13:50 ] [ ::هورم:: ] [ ]
دلتنگ
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 14:12 ] [ ::هورم:: ] [ ]
اين است زندگي
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 14:8 ] [ ::هورم:: ] [ ]
درد دل
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 14:6 ] [ ::هورم:: ] [ ]
تنهام
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 13:59 ] [ ::هورم:: ] [ ]
وقتي مردم...

 

 

 

ﻭﻗﺘــﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﻟﺸﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﯿﺪ! ﻻﺯﻣﺶ ﺩﺍﺭﻡ…

 


ﺍﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﻦ برای اوست

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 19:30 ] [ ::هورم:: ] [ ]
من عاقبت از اينجا خواهم رفت پروانه اي كه با شب مي رفت

.......................خستم.......................خستم.......................خستم

 

نمیدونم چی می خوام من

 

 

 تو این دنیا .....

 

دلتنگی داره  رفیق تنهاییم میشه

 

من خستم از بودن به اجبار زیستن /گاهی از خودم میپرسم بود نبودم برای کسی مهمه/

 

هیچ دلبستگی به این دنیا ندارم من اینجااحساس خفقان میکنم ...

 

من عاقبت از اينجا خواهم رفت              پروانه اي كه با شب مي رفت

 

 

اين فال را براي دلم ديد

 

ديري است

 

مثل ستاره ها چمدانم را

 

از شوق ماهيان و تنهايي خودم

 

پر كرده ام , ولي

 

مهلت نمي دهند كه مثل كبوتري

 

در شرم صبح پر بگشايم

 

با يك سبد ترانه و لبخند خود را به كاروان برسانم

 

 اما, من عاقبت از اينجا خواهم رفت                            پروانه اي كه با شب مي رفت

    

     اين فال را براي دلم ديد

 

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 3:55 ] [ ::هورم:: ] [ ]
زندگی کوتاهتر از آن است که یک انسان را 2بار امتحان کنی...

زندگی کوتاهتر از آن است که یک انسان را 2بار امتحان کنی...

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 3:50 ] [ ::هورم:: ] [ ]
دلتنگ از اينهمه

وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند، وقتي تمام غمهاي عالم در دلم

 

نشسته است، وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من

 

غريبه

 

مي شوند... و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس

 

 

مي بينم... بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرم

 

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 3:47 ] [ ::هورم:: ] [ ]
دنيا دگر خداحافظ

 

 

دلم گرفته .. دنيا چه كند كه من اينقدر خرابم !؟

 


دگر با كسي كه ما شدن من و او را نميخواهد ،

 

كاري ندارم!


بگوييد بيايد.. دلم ديگر از دستش پر نيست .. زندگي ام دگر خالي شده


هـــدفم .. ! راستي هدفشم چه شد! .. نكند ......!


نكند وقتي بهش تكيه كرده بودم ، سست شد و لرزيد .

 

. نكند ريخت!!


صداي زياد نميرسد ولي بغضم خوب به چشم مي آيد.

.
از ترس تركيدنش آرام حرف ميزنم .. ميترسم بفهمي بغض

 

كرده ام گريه كني!


تحمل اشك هايت را ندارم .. دنيا دگر خداحافظ

 

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 22:24 ] [ ::هورم:: ] [ ]
دلم گرفته

دلم گرفته از این همه نامردی تو جامعه

 

دلم گرفته از این همه دغدغه های زندگی

 

دلم گرفته از بعضی ها

 

دلم گرفته از دروغ های روزمره

 

دلم گرفته از خنده های اجباری

 

دلم گرفته از بعضی حرفا

 

بعضی حرفا آنچنان دلتو به درد میاره

 

که بعد از شنیدنش دوست داری فقط گریه کنی

 

غم ها و درد هایه بعضیا اونچنان عذابم میده که همون جا آرزویه مرگ میکنم

 

دوست ندارم کسی رو ناراحت ببینم

 

دوست ندارم بقیه هم مثل من تو دلشون اقیانوس غم داشته باشن

 

خیلی چیزا دوست ندارم ولی..

 

 

[ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393 ] [ 0:51 ] [ ::هورم:: ] [ ]
دلم ميخواد

دلم تو این دنیا خیلی چیزا میخواد

 

خیلی خواسته ها دارم

 

که فکر میکنم اگه تا آخر عمرمم صبر کنم

 

بهشون نمیرسم

 

دلم یکم راستی و درستی میخواد

 

دلم یکم مهربونی میخواد

 

دلم یکم دوستی خالصانه میخواد

 

  دلم یه هم زبون میخواد

 

دلم یه همدرد میخواد

 

دلم یه محرم راز میخواد

 

 

تا با آرامش به موج هایه آرومش زل بزنم

 

دلم میخواد قلم خدا رو دستم بگیرم

 

سرنوشت خودم و خیلیا رو درست کنم

 

دلم میخواد یهو بیافتم تویه بیابون وسیع

 

که سرو ته اش معلوم نباشه

 

اونوقت دوست دارم وسط بیابون بیاستم

 

سرمو بالا کنم و بلند بلند گریه کنم

 

بلند بلند با خدا حرف بزنم

 

بلند بلند باهاش دردودل کنم

 

بلند بلند ازش شکایت کنم

 

دلم میخواد پرواز کنم

 

برم تو ابرا زندگی کنم

 

چون اونجا دیگه بدی نیست

 

چون اونجا دیگه دروغو فریبی وجود نداره

 

چون اونجا کسی نیست که دلتو بشکنه

 

چون اونجا دیگه کسی نیست

 

که باعث شه هر روز اشک تو چشات جمع بشه

 

چون اونجا میشه با کمال آرامش بدون درد ساعت ها با خدا حرف زد..

 

امشب دلم خیلی گرفته.....

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 2:43 ] [ ::هورم:: ] [ ]
بي قرار

خدایا میدونی در دل قصه ها بر آدم ها چه میگذرد؟

 

خدای من!

 

در من پرسشی هست که گستاخی میکند

 

آرام نمگیرد

 

رهایم نمیکند

 

از تو پرسشی دارم

 

از بزرگی بی نهایت تو

 

از وسعت بی کران تو

 

که هیچ وقت شامل حال ما نشد

 

 

خدای من

 

تو هیچگاه در دو راهی تردید سرگردان نمیمانی

 

تو را کس یا چیزی بی قرار نمیکند

 

تو بد خواب نمیشوی

 

در تو نقصی نیست

 

جای خالی و دلتنگی نداری

 

تو با وجود این همه بنده هیچگاه احساس تنهایی نمیکنی

 

تو میتوانی ببخشی تو میتوانی نادیده بگیری

 

تو همه چیزت درست و به جاست

 

این ماییم که باید بدونیمو حس کنیم

 

این ما هستیم که برای رسیدن باید راه بیافتیم

 

احساسی برای فهم عشق میخواهیم

 

قلبی برای تپیدن در جاده های ناهموار زندگی میخواهیم

 

خدای مهربونم گام های من کوچک است

 

چکونه میتوانم این راه دراز را عبور کنم؟

 

 

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 2:34 ] [ ::هورم:: ] [ ]

سلام دوستان عزيز عليرضا رو ماشين زده خونريزي شديد داره

 

دكتره گفته تا دو ماه صبر كني ببينيم

 

چي ميشه سر سفره افطارب را پسر منم دعا كنين

 

ممنون از دوستان عزيزمم كه تنهام نميزارين

 

امروز ساعت 5 عصر از بيمارستان مرخص كرديم اما امروز دكتر گفت بايد

 

بيشترمواظبش باشي خونريزيش شديد هست

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 21:41 ] [ ::هورم:: ] [ ]
یه دنیا غصه!....

 

 

  دلم از دنیا گرفته باز.....

 

 ازهمه ی دنیااااااااااا......

 

داغون میشم امشب..............

 

از همه چی خسته ام....

 

مخصوصا اشکهام.....................

 

از اینکه روبروی مانیتور موهامو شلخته بریزم دورم تا کسی

 

 اشک ریختنای بی صدامو نبینه.....

 

از هق هقای زیر پتو....

 

از زجری که میدونم امشب می کشم ....

 

از لبخندای مصنوعیم.....

 

از اینکه مجبورم نذارم هیچکس بفهمه...هیچکس.....

 

خدایا .... تو که می بینی!!!!

 

وقتی تو هستی این احساس معنی نداره.....

 

خدای خوبم.....

 

می دونم که تازگیادورم ازت ...

 

میدونم وقتی طرفت میام که باز اتفاقی افتاده باشه....

 

ولی کمکم کن.... فقط احساس بودنتو میخوام...

 

نذار داغون شم .... خواهش می کنم.....

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 2:15 ] [ ::هورم:: ] [ ]
خداااااااااااااااااااااا
برای کی و برای چی مینویسم رو نمیدونم فقط میدونم

 

انقدر دلم گرفته که فقط دوست دارم

 

بنویسم

 

از درد دلم بگم...

 

واقعا تو این دنیا کی فهمید درد من چیه؟؟؟؟ 

 

 چرا باید انقدر بدبخت باشم؟ چرا تو این دنیا

 

به هرچی که خواستم نرسیدم؟ واقعا چرا؟

 

   دلم میسوزه اتیش میگیرم.... 

 

وای خدا جون سرم درد میگیره وقتی بهش فکر میکنم ....! 

 

  روانی شدم واقعا روانی.... 

 

خدا جون فقط تنها امیدم توئی

 

 تو بهش بفهمون با قلب من چیکار کرد.......   

 

خداااااااااااااااااااااا

 

کاشکی ادم میتونست به عقب برگرده

 

اونوقت میدونستم چیکار کنم

 

 

 خدایا غم خوردم به مقدار کافی… ممنون…

 

میل ندارم دیگر… میشود یک استکان مرگ برایم بریزی ؟

 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 1:35 ] [ ::هورم:: ] [ ]
خسته ام از خودم از روزگارم
بذار ساده برات بگم...

 

 

جونم به لب رسیده دیگه خسته ام...

 

 

دیگه از بس با خودم سر و کله زدم خسته ام...

 

 

از دیگه و اگر و شاید گفته هام خسته ام...   

 

    کجایی؟؟؟ بیا و ببین خسته ام

 

 

اره تو منو شکست دادی ... تو بردی روزگار

 

 

حالا من خسته ام...

 

  کاشکی بیای و این دم اخر با نگاهت خستگی رو از تنم بیرون کنی...

 

 

خیلی ارزو ها داشتم  اما دیگه از اونا هم خسته ام....

 

بی وفا از تو هم خسته ام....

 

 از انتظار بیهوده خسته ام...

 

   از امید واهی خسته ام....

 

از بی تو بودن هام خسته ام...

 

 

خسته ام خیلی خسته تنم درد میکنه نمیدونم این شونه هام تا کی میتونه بار این غم رو تحمل

 

کنه

 

دیگه از خستگی هام خسته ام.....

 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 1:0 ] [ ::هورم:: ] [ ]
كي فهميد تو دنيا دردم چيه؟؟

شاید تنها جایی که راحتم و میتونم اروم حرفام رو بزنم همینجاست

 

شاید برای تنها کسی که میتونم حرف بزنم خودمم

 

شاید آینه شاید تو شاید دفتر چه خاطراتم

 

دارم تو خودم اهسته اهسته میشکنم و هیچی از شکستنم خبر نداره

 

یه بغض به بزرگی یه سیب راه گلوم رو سد کرده راه نفس کشیدن رو برام سخت کرده

 

هرچی از ته دلم نفس عمیق میکشم بازم اروم نمیشم

 

داغونم

نمیدونم چه جمله ای باید بگم تا حسم رو بتونم بیان کنم ... .... ...

 

ترجیح میدم خفه بشم و هیچکس نگم مثل همه ی روزای زندگیم

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 0:51 ] [ ::هورم:: ] [ ]
پسرم محمد عزيز دلم تولدت مبارك


سلام
 
امشب 31 خرداد روز تولد پسرم محمد  است که به سلامتی و لطف

 

خدايازده ساله میشه 
 

 
به بهانه تولد اون دستم به نوشتن رفت این چند وقت بعد ازكارمنزل کمی

 

که دور
 
موندم از وبلاگ انگاری که همه چیز یادم رفته ولی امروز به بهانه عزیزترین

 

عزیزم می نویسم
 

 
هر سال که بزرگتر می شه احساس می کنم یه جورایی از من دورتر

 

میشه البته


 
هنوز شیطنت و بازیگوشیش سر جاشه دیشب به اتفاق خاله هاش سالن را
 
تزئین کرد رفتاراش گاهی وقتا عین دختراس مثلا همین تزئین خانه یه

 

موقعی
 
فکر می کردم اگه به این سن برسه دیگه دنبال جشن تولد و کیک و تزئین

خونه
 
نیست ولی این طور نبود  البته چون خواهر هم نداره رابطش با دخترا اصلا

 

خوب
 
نیست مثل خیلی پسرای از خود راضی در مورد دخترا نظر می ده

 


 
خدا را شکر مقطع دبستان را با معدل خوب طی کرد و امسال وارد مقطع

 

ششم
 
میشه و خدا می دونه که من چقدر نگرانم نه به خاطر درس و مدرسه بلکه

 

فقط و
 
فقط به خاطر دوست یابیش و اینکه با چه کسانی دوست می شه


 
مشاوره مدرسشون می گفت دوران راهنمایی اوج دوستیابی بچه هاست و


 
سعی می کنند در انتخاب دوست مستقل باشند و من می ترسم که

 

پسرم با چه
 
کسی دوست می شه البته توصیه کردیم و  کلی راجع به خصوصیات

 

دوست
 
خوب باهاش حرف زدیم ولی موندیم که در عمل چطور از آب دربیاد


 
تو این دوران با ماهواره و اینترنت و بالاخص موبایل خیلی سخته که بتونی


 
دوستای بچتو بشناسی


 
یا این که روی دوستیشون نظارت بهتری داشته باشی


 
به هر حال منم مثل هر مادری آرزو دارم تنها فرزندم به لطف و مهربانی خدا


 
زندگی آرام و موفقی داشته باشه


 
و همیشه ی خدا سربلندو پیروز باشه دلم می خواد روزی برسه که جشن

فارغ
 
التحصیلی محمد  را بگیریم  و زودتر روزی برسه که ببینم پسرم تونسته

 

فردی موفق باشه
 

 
خدایا به پسرم كمك کن تا بتونه مدارج علمی و دینی را توام باهم طی کنه


 
و هیچ گاه ازتو غافل نباشه 

 


اينم كيك تولدش  

 

 73257581790698507903.jpeg

      داره شمع ها رو فوت ميكنه عليرضا نميزاره كه تولد خودمه  

 

 30059781241896629685.jpeg

 

        اخرش گفتيم دوتايي فوت كنين دعوا نباشه    

 

14227415033630379733.jpeg

 

خب شمعارو فوت كردن برا خودشون تولد تولد مبارك ميگن

 

92697704949267968075.jpeg

خب اينجا هم داره كيكشو با چاقو مي بره 

 

الهي مامانشون فداي دوتاشونم بشه

10081206759484416549.jpeg

 

 

خب اينم رقص عليرضا بعد خوردن كيك تولد

 

 06837651353610957252.jpg

همه هستی من پسرم محمد

 

وقتی بعد از مدتها انتظار پاهای کوچکت به زمین خدارسید ودر جدا شدن از بهشت خدا گریه
 
 
بلندی سردادی

 نمیدانستی که با اولین گریه ات دنیا به من خندید و نام زیبای مادر بر من نهاد

 

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه یکم تیر 1393 ] [ 0:50 ] [ ::هورم:: ] [ ]
محمدو علي

[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 2:14 ] [ ::هورم:: ] [ ]
علي و طاها

[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 2:13 ] [ ::هورم:: ] [ ]
روزگار....
خستهـ شدمـ ..

 

اَهـ خفهـ شو روزگار ..!

 

هیســ .. ! ! !

 

بزار فک کنمـ ..

 

با اینـ سازتـ چطور برقصمـ ..!

[ جمعه دوم خرداد 1393 ] [ 2:15 ] [ ::هورم:: ] [ ]
قبر
بر تمـــــام قــــبر هــایــ ایـــن شـــهر ..

 

بوســـــــــــــــه بـــزن ..

 

شاید به یـــاد بیـــاوری..

 

 کجا مرا جــــــــ ـــــــا گـــــــــــــذاشتی...

 

من در تــــــــــنــــها تــرین قبــر این شهر خفته ام ..!

 

صدای کلاغهــــــــا را می شنوی..؟

 

دارند برایم فاتــــــحه می خوانند...

[ جمعه دوم خرداد 1393 ] [ 2:12 ] [ ::هورم:: ] [ ]
ازخدا پرسیدم؟؟
 

 از خدا پرسیدم :

 

 

اگر در سرنوشت ما همه چیز از قبل نوشته ای

 

 

 آرزو کردن چه سود دارد ؟

 

 

خداوند گفت :

 

شاید در سرنوشت تو نوشته باشم

 

هر چه آرزو کرد ...

 

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 3:44 ] [ ::هورم:: ] [ ]
زندگی

زندگی نوشتنی زیاد داره

 

 

 

 

 

اما گاهی هیچی پیدا نمی کنی بنویسی جز سکوت ...

 

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 3:29 ] [ ::هورم:: ] [ ]
گاهی
 

... گــاهی تنهــا شــادی زندگــیم ایــن اســت کــه هیــچ کــس نمی دانــد تــا

 

  چــه

 

انــدازه غمگــینم

 

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 3:1 ] [ ::هورم:: ] [ ]
خدایا

خدایا!!!!!!!!

[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 2:57 ] [ ::هورم:: ] [ ]
خدایا

خدایا میشه چند لحظه وقتتو بگیرم


این دفه چیزی نمیخوام ازت



 فقط میخوام خیلی ساده بگم


 ممنون برای همه چیز

[ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ] [ 17:17 ] [ ::هورم:: ] [ ]
کیلید اسمون

خداوند... کلید آسمان را به کسی می بخشد که شبی


؛

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 خداوند...  کلید آسمان را به کسی می بخشد که


شبی ؛


با کلید



اشک چشمانش رو گشوده باشد

[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 1:3 ] [ ::هورم:: ] [ ]